۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

بت طراز



به كوي ميكده يارب مگر كه باز آمد؟
كه دلنواز به گوشم نواي ساز آمد
ميان آن همه ساغر كه بوسه باران بود
حديث بوسه ي مستانه اي دراز آمد
به مژده گفت مرا دوش پير ميخانه
بنوش باده كه ساقي دلنواز آمد
بتي كه بر سر راهش فتاده بودم دوش
بسان سرو سهي صبحدم فراز آمد
قيام شيخ اگر چه به سوي محراب است
به ياد طاق دو ابروش در نماز آمد
شكوه و شوكت ميخانه تا ثريا شد
به خاك ميكده تا مهوشي به ناز آمد
به پاي دار تو رفتن نه كار هر رندي است
مگر كسي كه چو منصور ، پاك باز آمد
چو ني به سينه بنالد دلم زغم ( سرخي )
هزار شكر طبيبم ، بت طراز آمد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر