۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

غزلي جديد از استاد كرمي - شوش دانيال



گريزي نيست از تاوان پاييزي كه در پيش ست

پريشان شو دل از فرداي خونريزي كه در پيش ست

چه داريد اي غزلهاي غبار آلوده در دفتر

براي آن شب شعر غم انگيزي كه در پيش ست

هجوم زخمها و شانة بي تاب....دشوارست

دوام آورد در فصل نمكريزي كه در پيش ست

كدامين شما مردم در اين شبهاي طولاني

يقين دارد به آن زخم سحر خيزي كه در پيش ست

اگر در سر گذر از خويشتن داريد بسم الله

مسجل ميشود كم كم هر آن چيزي كه در پيش ست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر