۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر

آمد از کرب بلا یاران ندا
سوی جانان می شود شاه وفا
همرهش شیران جنگی بی هراس
می روند از مروه تا کوی صفا
گر چه چشم خسته را خواب آرزوست
می رود همراه دل تا نینوا
ماه نو سر در گریبان چون کمان
تیر یک رنگی پراند درهوا
در پسش گل چهرگان باغ عشق
پیش رویش صد هزاران اشقیا
هر طرف آیاتی از لب تشنگی
دم به دم نجوای گوش مقتدا
می طراود دیده اش آب فرات
لیک در خاطر ندارد جز دعا
آتش نامردمان جیره خوار
شعله باران می کند فرش و سما
خون بهای عزت و آزادگی
می شود با خون اصغر ها ادا
ظهر عاشورا در آن دشت ستم
جان به جانان می سپارند اولیا
وای دل ( سرخی ) که در دریای خون
پای هفتاد دوسر شد نیزه ها

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر