اولين شعر استاد علي نظمي تبريزي در سال 1389
=====================================
عيد شد بنشست در گلشن به جاي خار ، گل
در گلستان مي توان چيد از سر ديوار ، گل
از وجود گل چمن چندان كه خالي گشته بود
گل فروشان از كجا آورده اين مقدار ، گل ؟
باغبان ديگر به گل چينان نبندد راه باغ
زآن كه در هر گوشه دارد خرمن و خروار ، گل
بلبلان از ديدن باغ و تماشاي بهار
هر نفس در رقص مي آيند در منقار، گل
صد ره اي دل ! با تو مي گفتم كه : لختي صبر كن
مي رسد نوروز و مي چينيم ديگر بار ، گل
هر كه اواز صحن باغ و كوچه باغ آيد برون
دارد او در دست ، يا در گوشه ي دستار ، گل
يك دو ماهي شد كه در كنج قفس خاموش بود
بلبل طبع مرا آورد در گفتار ، گل
سير گلشن خوش بود ( نظمي ) ولي هوشيار باش
چشم تا بر هم زني رفته است از گلزار ، گل
اول فروردين 1389
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر