۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

غزلی از جعفر سرخی

آشنا با خود اگر خواهی کنی جانانه را
( اول از بیگانه باید کرد خالی خانه را )
یک نظر ای ماه رو در کار دل سرگشته کن
گر چه از مهتاب می باید حذر دیوانه را
ره ز کعبه بردم آخر بر در بتخانه ها
جای مسجد بر گزیدم عاقبت میخانه را
می ز بیم محتسب یاران چه پنهان می خورید
در فلک باید کنیم این طفل مکتب خانه را
گر گریزم واعظ از پند تو هیچم عیب نیست
سعی موران می کند ویران اساس خانه را
گردش آن نر گس مستانه مستم کرده است
به که ساقی کم کند پیمودن پیمانه را
ساقی میخانه امشب چون حریف ما نشد
وقف پیمانه کند ( سرخی ) خم و خمخانه را

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر