۱۳۸۹ مهر ۲۵, یکشنبه

در گذشت استاد محمود سرخی


استاد محمود سرخی

مجلس ترحیم استاد محمود سرخی ( پدر جعفر سرخی )
تقویم عمر ما ز قضا شد ورق ورق............ هم چون گلی به دست صبا شد ورق ورق
ما را دلی است شیفته ی عشق گلرخان................. آن هم به دست جور و جفا شد ورق ورق
در نیمه روز چهاردهم مهر ماه پدری والامقام و گران قدر و نویسنده ای دلسوخته و شاعری توانا چشم از جهان خاکی فرو بست و به جهان باقی پر کشید . شاعر دلسوخته ای که اشعار دلسواز و جانگدازش از عمق وجود دردمندش سرچشمه دا شت و نوشته های دلنشینش حکایت از دردی نهان در وجود زخم خورده اش می نمود . اشعار دلسوزش چنان است که گویی قله ی آتشفشانی فوران می کند و درون تفته ی خود را بیرون می ریزد و خفتگان بی خبر را از بستر ناز بیرون می کشد .
نوشته هایش سینه ی زمان را می شکافد :
درد هایی هست درمان ناپذیر............. مبتلایش مرد و زن برنا و پیر
با که گوید درد بی درمان دل................... تا نشاند آتش سوزان دل
آری نوشته هایش نوش داروی دل های خسته است و امید رهروان در راه ماند . نوشته هایی که چون شخصیت وارسته اش روشنی بخش دل های خسته است .
این شخصیت وارسته و این انسان بزرگ اکنون روی در نقاب خاک کشیده است و غم فراقش ما را به سوگ نشانده است . اعضای انجمن ادبی فردوسی تبریز به پاس نیکی ها و محبت های آن عزیز از دست رفته به سوگ نشسته اند و چشم انتظار بزرگانی هستند که همیشه انسانیت را ارج نهاده و گرامی داشته اند .
انجمن ادبی فردوسی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر