۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

تسبیح هر دست
چو با نامردمان هستی ، شبت خوش باد من رفتم
تو مهر از من چو بگسستی ، شبت خوش باد من رفتم
به هر نقشی تو دل بستی ، شدی تسبح هر دستی
نپیچی رخ چو از پستی، شبت خوش باد من رفتم
چو این خسته دلم خستی ز عهد جاودان رستی
به هر بیگانه پیوستی ، شبت خوش باد من رفتم
تو گفتت لاف هستی بود که عشقت خود پرستی بود
توتا جانا چنین هستی ، شبت خوش باد من رفتم
به هر جایی که بنشستی ، سرای هستیم بستی
ندیدم چون تو من ، مستی ! شبت خوش باد من رفتم
اگر چه تو زبردستی ، نیم صید چنین شستی
چو توراه وفا بستی ، شبت خوش باد من رفتم
چه خوش گفت این سخن ( سرخی ) به دان نامهربان دلبر
تو مهر از من چو بگسستی ، شبت خوش باد من رفتم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر