۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

نامه اي از افغانستان

استاد باروق شفيعي

سلام و درود بر استاد جعفر سرخی!امیدوارم در پناه حق باشید و از گزند روزگار در امان. من سلیمان دیدار شفیعی: ناشر اشعار شاعر عشق و حماسه ها (پدر شعر نو افغانستان) بارق شفیعی، در سایت شعر نو هستم. پیام زیبای شما و استاد ارجمند تبریزی را دریافت کردم و آثار شما بزرگواران را مطالعه نمودم. از الطاف و بزرگواری تان جهانی سپاس و امتنان. به زودی من برای شما و استاد تبریزی مفصلا خواهم نگاشت، اما برای اینکه معلوماتی مختصری در مورد بارق شفیعی داده باشم، اندکی در مورد او می نویسم تا پلی باشد برای روابط بهتر و خوبتر فرهنگی ما و شما. بارق شفیعی یکی از بنیان گذاران شعر نو دری فارسی در افغانستان است که از شهرت بسزایی برخوردار است. وی اولین شاعری بود که در قالب نیمایی در افغانستان شعر سرود، هرچند قالب شعر او نیمایی است اما سبک متمایز و به خصوص وی، او را از شاعران نیمایی متمایز می سازد. از اینکه یک شاعر متفکر و مبارز است و در جریان مبارزات سیاسی که برای بیداری خلق زحمتکش افغانستان بعد از دهه دیموکراسی 1342 به راه انداخته شده بود، نقش سازنده و کلیدی را داشت ،از اینرو او را لقب شاعر عشق و حماسه ها را داده اند. در بیوگرافی یا زنده گی نامه مختصر شاعر در سایت بی بی سی و در دیباچه یکی از آثار خودش، در مورد وی چنین آورده اند:محمدحسن بارق شفیعی (زاده‏ی سال ١٣١٠ خورشيدی)، شاعر و سياستمدار افغانستان.یکی از بنیان گذاران شعر نو در افغانستان و وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ افغانستان زندگینامهبارق شفیعی در سال ١٣١٠ خورشیدی در کابل زاده شد. بعد از ختم تحصیلات متوسطه، کارش با قلم و نوشتن افتاد. بارق شفیعی از دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاۀ کابل سند فراغت بدست آورده است، اما بیشترینه کارهای بارق شفیعی را در زمینۀ شعر میتوان یافت که با انتشار کتاب "ستاک" (نخستین مجموعه‏ یی شعر نو فارسی دری در افغانستان) در سال ١٣٤٢ خورشیدی هواخواهان و دلبسته گان بی‌شمار یافت.دومین دفتر شعری بارق "شهر حماسه" نام دارد که در سال ١٣٥٨ به چاپ رسید."دوران‌ساز"، سومین مجموعه شعری بارق شفیعی است که در سال ١٣٥۹ خورشیدی به خط سریلیک در تاجیکستان به چاپ رسید.چهارمین اثر او به نام "شيپور انقلاب"، در سال ١٣٦٦ خورشیدی منتشر شد.ادب شناس فقید و پر اعتبار افغانستان (خال محمد خسته) در تذکرۀ معروف خویش به نام معاصران سخنور، بارق شفیعی را برای نخستین بار به عنوان شاعر شعر نو در افغانستان معرفی کرد.خسته، دو شعر او را به نامهای (شبستان قبرها) که از لحاظ شکل و محتوا به کلی نو بودند و در مسابقۀ ادبی حایز جایزه "رحمان بابا" شده بود و همچنین شعر (همسفر) او را که در واقع از لحاظ شکل قدرت شاعر را در سرایش شعر کلاسیک نشان می‌داد، به عنوان نمونه به نشر سپرد.تعدادی زيادی از اشعار بارق شفيعی را آوازخوانان معروف افغان در قالب آهنگ گنجانيده‌اند.بارق شفیعی، از چهره های شناخته شده یی سیاسی افغانستان است که به عنوان وزیر ترابری، وزیر اطلاعات و فرهنگ و مستشار دولت افغانستان در کشور شوراها (شوری سابق) در کابینه و دولت وقت افغانستان، انجام وظیفه نموده است. در حال حاضر، بارق شفيعی با خانواده خود در آلمان زندگی می‌کند. شناسنامۀ مختصر شاعر، از مجموعۀ شعری (شیپور انقلاب 1365)بارق شفیعی نویسندۀ انقلابی، روزنامه نگار سرشناس و شاعر اندیشه های صمیمی انسانی و عصیانگر زمانش در پهنه‏ی شعر و ادبیات.بارق شفیعی شاعر فرزانه و صمیمی از دیریست که در عرصۀ شعر و شاعری و حلقه های فرهنگی کشورمان حضور مشخص و بر جسته یی دارد. سروده های ارزشناک و انقلابی او از ذهن درخشان و پر تکاپویش حکایت می کند، شعر هایش با داشتن مضامین انقلابی و عصیانگرانه نامش را در دفتر شعر معاصر به حیث سرود پرداز انقلابی مانده گار ساخته است.محمد حسن متخلص به (بارق شفیعی) شاعر روزنامه نگار، نویسنده، عضو کمیته مرکزی ح. د. خ افغانستان و مدیر مسوول اولین ارگان نشراتی حزب، جریدۀ تابناک (خلق) به سال ۱۳١٠ خورشیدی در کابل زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسط را پیروزمندانه به پایان رساند و آنگاه بسال ۱۳۳۳ به گونه ای پیگیر کارش با قلم و نوشتن افتاد و در جرگۀ روزنامه نگاران از نام و اعتبار ویژه‏ یی بر خوردار شد. بیشترینه کار هایش در زمینۀ شعر است که با انتشار کتاب (ستاک) هواخواهان و دلبسته گان بی شماری یافت.استاد جعفری عزیز!می توانید محتوای این پیامک را برای استاد تبریزی نیز برسانید. من نتوانستم ادرسی را که برای ایشان مستقیما پیام بگذارم، باز کنم. در ضمن از ایشان برای دعوتی که کردند و افتخار بخشیدند اظهار امتنان نمایید. چرا نی؟ حتما اگر فرصتی دست داد من دست عموی بزرگوارم را که شاید همسن و سال استاد تبریزی استند، گرفته و خدمت خواهیم رسید. تا یادم نرفته است باید بنویسم که بارق شفیعی با شاعران بزرگی ایران چون ژاله اصفهانی، سلطانی و سیاووش کسرایی مشاعره های جالبی را انجام داده است که به زودی به روی سایت نشر خواهد شد. البته این آثار متعلق به زمانی است که شاعران بزرگ ایرانی در قید حیات بودند و با شاعر (بارق شفیعی) مکاتبه و دید و بازدیدهای رسمی و دوستانه انجام می دادند. چون کوهپایه های هندوکش محکم، چون قلۀ پامیر سربلند و چون دماوند، بزرگ و افتخار آفرین باشید. ایام به کامارادتمند شما سلیمان دیدار شفیعیعضو انجمن قلم افغانستان و برادرزاده بارق شفیعی
شعري از استاد باروق شفيعي ( برداشت از سايت شعر نو )
رها کن!...

رها کن؛ زندگی مُشت پرم را

ز دام آشیانها؛

که می خواهد دلم پرواز آزاد؛

فراز آسمانها

رها کن!...

رها کن کاندکی بال و پرم هست،

توانی در تنم هست

چه حاصل زان رهایی؟

که در من طاقت پرواز نبود؛

ز فرط نارسایی

.رها کن!...

رها کن؛ جان بی جانانه ییرا

که از بی آرزویی

:دلش در سینه افسرد،

چراغ روشن راهش فرو مرد

رها کن!...

رها کن، هیچ جای گفتگو نیست

!جهان تو؛ جهان آرزو نیست،

تمنا جلوه ی شبحیست مرموز،

توان جستجو نیست!...

رها کن!...

رها کن؛ تا بخود سازم جهانی

:ز نیرنگ و ز افسون،

ز بند هر دو بیرون

یکی دنیای آزاد آفرینم

جدا از فطرت دون.کابل٢۳/۹/١۳۴١
·

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر